تبليغاتX
دســت نوشـــته ها
ای آقا کجا کجا؟؟؟؟

در بازار داغ تغییر و تحولات وزراء کابینه دولت نهم، وقتی یه سایت وابسته به اصلاح طلبان خبر از رفتن صالح آبادی رییس سازمان بورس واوراق بهاداراونهم به بهانه عدم فروش بلوک 20 درصدی فولاد مبارکه و افت شاخص داد، نمی دونستم باید از خوشحال باشم یا ناراحت.
کوتاه بودن عمر خبر به اندازه تنها چند ساعت فرصتی برای تکذیب یا تایید خبر مذکور باقی نذاشت  بعدش هم به فاصله چند روز  یعنی صبح روز چهارشنبه، سخنگو یا رییس سازمان بورس در ساختمان جدید سازمان بورس در خیابان ملاصدرا خبرنگاران را گرد خودش جمع کرد و به بهانه تشریح آیین نامه "شرایط پذیرش سهام جدید در بورس" و بیان عملکرد سازمان طی دوماه گذشته نشون داد که همه چیز امن و امانه و سازمان و رییس مربوطه در سلامتی کامل به سر می برن؛ حالا شما این وسط پیدا کنید پرتقال فروش رو.
توضییحات صالح آبادی در نشست مذکور ناخود آگاه  فکرم رو به سمت خبر ناپدید شده منحرف کرد که ای کاش بعضی رفتن ها وآمدن ها بی دلیل نباشن و بر اساس توانایی هامون مسوولیت قبول کنیم که آخرش بخواهیم در مقابل این  سوال قرار بگیریم که حالا که اصرار داشت بیاد چرا نتونست کاری کنه و اصلا  قدش اندازه این کارها بود، حالا مشکل سر قد بود یا سر وزن...


+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 17:12 توسط محبوبه مغانی / | موضوع: تحلیلهای اقتصادی

او خود گذر نکرد...

وقتی که فولاد مبارکه در قرعه کشی بلیط بخت آزمایی باخت، پیش بینی دچار شدن سرنوشت ایرالکو به فولاد زیاد سخت نبود، خصوصا امروز بعد از نافرجام بودن عرضه بلوک ایرالکو تنهایی این دو سهم با تاثیر منفیشون روی شاخص با این شعر سهراب که می گه"دچار  یعنی عاشق و  فکر کن که چه تنهاست اگر ماهی کوچک دچار بیکران آبی دریا باشد"، خیلی بیشتر قابل لمسه ( امروز فولاد شاخص را 6.91 واحد و ایرالکو  واحد ۶۰/۰ منفی کرد).
شاید هم به همین خاطر بود که از روز چهارشنبه ای بعد از وقت بازار به هر مدیر و مسوولی که یه جوری به این عرضه ها ربط داشتن، زنگ می زدی تنها بوق خالی یا جمله  mobail set is of موبایلش رو می شنیدی که با زبون بی زبونی بهت حالی می کرد که " بابا ما چکار کنیم که کسی سهم رو نخواسته و تویه این بی پولیه بازار، ملت می ترسن که با این قیمت های بالا بیان سهم رو بخرن و بعدش خیلی راحت ببین که سهمشون شد مس و صدرا ". از روز چهارشنبه ای این بیت شعر حافظ  هی مثل زیر نویس کانال 6 برای این دو سهم بیچاره جلوی چشام  رژه می ره که " من ایستاده تا کمنش جان فدا چو شمع   او خود گذر بما چو نسیم سحر نکرد" .
شاید هم این خوش باوری باشه که فکر کنیم که غول فولاد دنیا انگشت حسرت به دست، روبه روی سهام فولاد مبارکه وایستاده و می گه " آه از آن نرگس جادو  که چه بازی انگیخت   آه از آن مست که با مردم هوشیار  کرد" و در آخرش قطره اشک روی گونه اش را با این مصرع از شعر حافظ که "  روبر رهش نهادم و بر من گذر  نکرد" از روی گونه هاش رو به امید مرحله سوم عرضه فولاد تو شرایط نقد و اقساط پاک کنه.

 

+ نوشته شده در شنبه دهم آذر 1386ساعت 19:6 توسط محبوبه مغانی / | موضوع: تحلیلهای اقتصادی