امروز اظهارات رییس جمهور در مراسم معرفی محرابیان یه خورده برای فعالان بازار سرمایه نگران کننده بود، اونجا که از بر ناشناخته بودن توانايي ها در بخش معدن به عنوان مانعی در تعريف و اجراي برنامه جامع و اراده محكم براي احياي حقوق ملت در بخش معدن نام می بره .
و در ادامه به واگذاري يكي از شركت ها در بورس اشاره میکنه كه به رغم فروش 20 درصد سهامش به ارزش 1200 ميليارد تومان، شركت مزبور حتي يك ريال ماليات حق بهرهبرداري مالكانه به دولت نپرداخته استِ.
یادمه مدیران شرکت در هنگام معارفه سهم از مالکیت ۲۵ ساله شرکت بر معدن به عنوان مزیت های این سهم نام می برند
حالا تو چنین فضایی باید گفت که شرکت چه شانسی آورد که نمادش بسته بود وگرنه سهامش به کلی می ریخت.
لازم به یادآ وریه که شرکت مزبور روز گذشته با دومیلیون صف فروش نمادش متوقف شد که با این تفاسیر به نظر می رسه که عرضه 40 درصدی این سهم هم روهو باشه ........................
فشار خون بورس امروز از 13 هزار به 10 هزار سقوط کرد. هنوز چهار روز از ورود فولاد خراسان ( فخاس) به بورس نمي گذره كه با صف فروش بيش از 8 ميليوني مواجه شده. ورود فولاد خراسان به بازار سرمايه هفته گذشته در حالي صورت گرفت كه شاخص كل ( قيمت) با افت 155/56 واحدي از رقم 10.389/17 واحدي در هفته اول به 10.233/61 واحد در هفته دوم تنزل پیدا کرد. اگرچه هفته گذشته ارزش كل معامعلات سهام و حق تقدم بازار سرمايه به یمن و مدد ورود فولاد خراسان از رشد 58/858 درصدي ( 1.199.692.431.211 ريال به 11.500.058.115.538 ريال) برخوردار شد اما این مساله باعث افزایش تعداد خريداران و دفعات معاملات بورس نشد و مدعای این امر هم افت 18/76 درصدي تعداد كل خريداران و افت 12/04 درصدي تعداد دفعات معاملات است.
روز گذشته هم که بازگشايي نماد فولاد مباركه باعث 141 واحدی شاخص کل در اولین روز کاری بازار سرمایه شد امروز با از بين رفتن اثر این بازگشايي، شاخص كل دوباره راه رفته در پیش گرفت.
به قول یکی از فعالان بازار، بورس ما مصداق سلمونی های بیکار شده که می شینند و هی سرهمدیگر رو می تراشن، حالا توی بازاری که پول توش نیست برای خرید سهام جدید فعالاش باید سهام قبلی خودش رو با نازل ترین قیمت بفروشن تا بلکه بتونن سهام فولاد خراسان رو بگیرن که روز چهارمش دوباره تو درصد منفی بفروشند، به این می گن آخر کاروکاسی.
و حالا بازهم در این بین صف فروش هشت ميليون سهمي فولاد خراسان قابل توجه است، بنا بر اعلام شركت بورس، در نخستين روز از عرضه سهام فولاد خراسان ده هزار و هفتاد خريدار، سهام اين شركت را خريدند كه 29/8 درصد از مجموع سهام اين شركت به 9 هزار و 852 خريدار حقيقي و 49/5 درصد از مجموع سهام آن به 218 خريدار حقوقي تعلق داشت، سهمی که انتقاد فراوانی بر p/e آن از طرف کارشناسان و فعالان بازار سرمایه وارد شده است.
بماند که در این بین هم محمد رضا رهبر مديرعامل شركت كارگزاري حافظ يا كارگزار معرف فولاد خراسان با ابراز نگرانی اعلام می کنه که اونهایی که سهام خودشون رو توی این بازار می فروشند در آینده پشیمیون می شوند چرا که تمام شرکت های معدنی و فلزی با تعدیل مثبت مواجه اند و سهامداران از این مساله غافلند.
حالا یکی بیاد بگه بابا به خاطر یه سهم یکی دیگه رو خراب نکنید.
ذهن مشغولم نمی ذاره تا روی خبر ورود فولاد خراسان به بورس و قیمت عرضه عمده فولاد مبارکه متمرکز بشم. یه حس عجیب بی خبر در پی خوندن یه نوشته ای که نویسنده اش اصرار داره چاپ نشه و گمنام باقی بمونه، بدجوری داغونم کرده.
دارم از داستانی که یکی از دوستان خبرنگار سیاسی نوشته حرف می زنم، داستانی که قرار نیست چاپ بشه، اما جذابیت داستان همه اونهایی رو که یه جوری این داستان با بهانه یا بی بهانه به دستشون رسیده گیج و مبهوت کرده.
نمی خوام داستان رو لو بدم چون با بچه هایی که داستان رو یا بهتر بگم دستنوشته ها را خوندن قرار گذاشتیم که نویسنده رو راضی به چاپ داستانش کنیم.
فقط می خوام اشاره ای به یکی از مطالب داستان داشته باشم اونجا قهرمان داستان تو زندان تلاش داره تا خودش رو با خودکار بکشه ....
"داشتم با تیزی نوک خودکار سعی می کردم رگ دستم را بزنم ولی بیشتر از اینکه دلم واسه خودم بسوزه، دلم واسه تو می سوزه.
اگه تو وجود داشته باشی و اونقدر که من فکر می کنم عاشق ... حتما از اینکه بفهمی من به خاطر یه مشت اوهام خودم را کشته ا م خیلی ناراحت می شی.
ولی نه! تو فقط یه خاطره ای دور از یه سرزمین نامعلوم هستی.
دلم واسه خودکار می سوزه. دلم واسه فرهنگ وتمدن بشری می سوزه که اگه یه آدم بخواهد با فرهنگش یعنی تنها اسلحه ای که در دست داره - همین خودکار- خودکشی کنه، دیگه چی از علم و فرهنگ و فلسفه باقی می مونه؟ دلم واسه یه خودکار می سوزه که تا دیروز نماد علم و دانش بشری بود و حتی پیشرفت و اختراعات نوین و امروز باید یه آدمکش لقب داده بشه... در هر صورت واسه کسی که نمی دونه مرده است یا زنده چه فرقی نمی کنه که خودش را با چی بکشه! کنجکاو شده ام. می خوام زنده بمونم تا بدونم نوشته هام را تا به حال به چه کسی تقدیم می کردم. می خوام بدونم کی هستم، یکدفعه منظره ای جلوی چشمام پدیدار شد...
رفته بودم تو خیابون. با یه تیپ خیلی خوب و جنتلمنی ایستاده بودم درست روبروی سر در دانشگاه تهران و از هر کسی که رد می شد می پرسیدم: ببخشید می دونید من کی هستم ؟ هنوز هیچکی به این جواب نرسیده جنس لطیف!"
یا اونجا که خطاب به کسی که عاشقانه در آروزی وصالش روزهای سخت زندان رو به سر می بره ، می گه" از من و این افکار درهم و برهم چی می خواهی بدونی؟ چرا حتی لحظه ای، حتی برای یک ثانیه تنهام نمی ذاری؟...
ببین عزیز دل! ببین نازنین! من برای فراموشی تو به این ته ته دنیا اومدم. حالا هی بگو قرارمون سر دیوار پیچک پوش حیاط یادت نره.... من مدتهاست که دفتر خاطرات و نقاشیهام را در جدال با سرنوشت از دست دادم. حالا اینجا تو این سلولی که قراره برای چند وقتی اتاقم باشه، هیچ ندارم، جز یاد تو... "
پ.ن: یه پست دیگه از طرف یه خواننده ی دیگه ی این داستان
![]()
بنا بر اعلام سازمان خصوصي سازي تعداد 778/839/87 ( هشتاد وهفت ميليون و هشتصد و سي و نه هزار و هفتصد و هفتاد وهشت ) سهم معادل 3/29 درصد از سهام شركت سيمان دشتستان متعلق به شركت مادر تخصصي سازمان توسعه و نوسازي معادن و صنايع معدني ايران از تاريخ بيست و دوم مهرماه به صورت يكجا و نقد و يا به صورت نقد واقساط با ارزش پايه هر سهم 2513 ريال از طريق تابلوي بورس به فروش مي رسد.
اين سازمان در اطلاعيه خود اعلام كرده بود چنانچه قيمت تابلو در آخرين روز قبل از عرضه سهام از قيمت مبناي ارزش پايه تعيين شده فوق بيشتر باشد آن قيمت مبناي ارزش پايه مورد عمل قرار مي گيرد.
دو سهامدار عمده (سازمان خصوصي سازي و يكي از شركتهاي تابعه سيمان سپاهان بر اساس ضوابط و مقررات بورس مي بايست درصدي از سهام خود را به منظور كشف قيمت عرضه مي كردند كه از روز بازگشايي نماد سدشت ( 24 تيرماه) قيمت سهم از2570 آغاز وبه فاصله دو روز تا بيست و هفتم شهريور ماه ( زمان توقف نماد) روزانه در دو درصد منفي مورد معامله قرار مي گرفت .